والتر لانگلی (Walter Langley) نقاش بریتانیایی و از پایهگذاران مکتب نیولین است (1852ـ1922)
لانگلی بیشتر زندگی هنریاش را صرف این کرد که زندگی روستاییان و ماهیگیران را بر بوم ثبت کند.
ــ زنانی که در اسکله بادبانِ قایقهای شوهرانشان را رفو میکنند.
ــ زنانی که در روزی طوفانی، نگران به دریا مینگرند تا نشانی از قایق مردانشان ببینند.
ــ زنانی که سبد بر دوش به ساحل میروند تا ماهیهای تازه را به خانه آورند.
ــ مردی که بادبانِ قایقش را بر دوش گرفته و راهی دریاست.
ــ کلبههای محقر روستاییان و زنی که مشغول کار است، زنی که بر گهوارهی کودکی نشسته، پیرمردی که کنار شومینه پیپ میکشد، چُرت میزند یا روزنامه میخواند.
لانگلی مانند کارگردانی واقعگرا مستندی تمامعیار از زندگی ماهیگیران و روستاییان منطقهی نیولین ساخته است. هر تصویر، سکانسی از این فیلم است، بخشی از داستانی مستند است که سرشار از زندگی و لحظههای خاص آن است: کار، شادمانی، اندوه، اشک، نگرانی، امید، معاشرت، گفتوگو و تلاش برای کسب روزی.
لانگلی نخستین نقاشی بود که در سال 1882 به نیولین(Newlyn) (روستایی ماهیگیرنشین در جنوب غرب انگلستان) نقل مکان کرد، پس از او هنرمندان دیگری به این منطقه عزیمت کردند و یک کلونی از هنرمندان پدید آمد که «مکتب نیولین» (Newlyn School) را تشکیل میدادند. الگوی شکلگیری گروه هنری نیولین، گروهی فرانسوی بود موسوم به «مکتب باربیزون» (Barbizon school)، در دههی 1830 جمعی از نقاشان فرانسوی پاریس را ترک کرده و به منطقهی باربیزون رفته بودند تا در فضای باز نقاشی کنند (تئودور روسو و ژان فرانسوا میله نمایندگان اصلی مکتب باربیزون بودند)
کلونی نقاشانِ نیولین از دههی 1880 تا سالهای نخستینِ قرن بیستم وجود داشت. چهرهی اصلی گروه نیولین والتر لانگلی بود. او با دقت و ظرافت تمام روزمرههای زندگی ماهیگیران را ثبت کرد، به خصوص بدبختیها و تراژدیهای زندگی سادهی ماهیگیران را به گونهای همدلانه بر بوم کشید و همینها باعث شد که او به یکی از چهرههای برجستهی «رئالیسم اجتماعیِ» (Social realism) آن دههها تبدیل شود. لانگلی چپگرا بود و از جهت سیاسی هوادار سیاستمداری چون چارلز بردلو (Charles Bradlaugh) بود. بردلو نویسنده و روزنامهنگاری جمهوریخواه، اصلاحطلب، خداناباور و سکولار بود که انجمن ملی سکولار را پایهگذاری کرده بود. خاستگاه کارگری لانگلی به او این اجازه و انگیزه را میداد که با روستاییان و ماهیگیران بیبضاعت همدلی داشته باشد. در دههی 1890 شهرت لانگلی فزونی یافت و لئو تولستوی در کتابش با عنوان «هنر چیست؟» به تابلویی از لانگلی اشاره کرد و آن را یک نمونهی هنری راستین و زیبا توصیف کرد.
تابلوهای لانگلی در زمرهی گونهای از نقاشی جای میگیرد که به «نقاشی ژانر» (Genre Painting) (نقاشی صحنههای خودمانی) معروف است. نقاشی ژانر تصویری از زندگی روزمره را ثبت میکند و به همین دلیل اهمیت «مردمشناختی» بسیاری دارد. نقاش آمریکایی جون جورج براون نیز همدورهی لانگلی است، با این تفاوت که براون بیشتر صحنههای شهری را به تصویر کشیده است، به خصوص کودکانِ کار را.
درست است که در خیلِ نقاشان بزرگ جهان کسی چون والتر لانگلی شاید جایگاهی درجهی دوم داشته باشد، اما همین نقاش با حوصله و پشتکار بخشی از تاریخ اجتماعی را با موثقترین تصاویر ثبت کرده است، چنان که با مرور تابلوهای او به جهانی میرویم که دیگر دسترسی به آن نداریم.